اختلالات خلقی چیست؟

اختلالات روانی

سرفصل ها

همه ما در طول زندگی دوره‌هایی از غم، شادی، بی‌حوصلگی یا تحریک‌پذیری را تجربه می‌کنیم؛ اما چه زمانی این تغییرات طبیعی خلق‌وخو از حالت معمول خارج می‌شوند و نشانه‌ای از یک مشکل جدی‌تر هستند؟ اختلالات خلقی گروهی از اختلالات سلامت روان هستند که بر وضعیت عاطفی، سطح انرژی و عملکرد روزمره فرد تأثیر می‌گذارند. در این مقاله بررسی می‌کنیم اختلالات خلقی چیست، چه انواعی دارد و با چه علائم و نشانه‌هایی بروز می‌کند. همچنین با علل و عوامل مؤثر بر بروز آن‌ها، روش‌های تشخیص و راهکارهای درمان آشنا می‌شوید و توضیح می‌دهیم چه زمانی مراجعه به متخصص ضروری است و خانواده چگونه می‌تواند در روند بهبودی نقش داشته باشد.

اختلالات خلقی چیست؟

 در روان‌شناسی و روان‌پزشکی، اختلالات خلقی (Mood Disorders) به دسته‌ای از شرایط سلامت روان اشاره دارد که در آن‌ها، وضعیت عاطفی پایدار و خلق فرد به شدت دچار اختلال می‌شود و با عملکرد روزمره او همخوانی ندارد.

برای درک بهتر این اختلالات، باید دانست که وضعیت خلقی انسان در یک طیف گسترده حرکت می‌کند؛ طیفی که یک انتهای آن افسردگی و انتهای دیگر آن شیدایی یا مانیا است.

تصور کنید فردی درگیر فاز افسردگی است؛ برای او جهان در هاله‌ای از خاکستری فرو می‌رود، انرژی حیاتی‌اش تخلیه شده، حتی برخاستن از تخت خواب و انجام امور عادی روزمره نیازمند صرف انرژی بسیاری می‌شود و حس گناه یا پوچی عمیقی بر ذهن او سایه می‌اندازد؛ اما ممکن است همین فرد یا شخص دیگری با اختلال خلقی، ناگهان به سوی دیگر طیف پیش‌روی کند، یعنی فاز شیدایی یا مانیا؛ جایی که موتور پردازش ذهن سرعت می‌گیرد، نیاز به خواب به حداقل می‌رسد، انرژی فرد به بیشترین حد خود رسیده و گفتار وی سریع و پراکنده می‌شود، و یا حتی دست به ریسک‌های مالی یا رفتاری بزرگی می‌زند که در حالت عادی هرگز انجام نمی‌داد.

در واقع، اختلال خلقی زمانی رخ می‌دهد که پاندول احساسات و انرژی فرد، به جای بازگشت به نقطه تعادل، در یکی از این دو وضعیت مفرط گیر افتاده یا با شدتی غیرقابل کنترل میان این دو قطب متضاد در نوسان باشد.

در ادامه این مقاله، به بررسی دقیق‌تر هر یک از این حالات می‌پردازیم.

انواع اختلالات خلقی کدام اند؟

اختلالات خلقی به دو دسته اصلی “اختلالات طیف دوقطبی و مرتبط با آن” و “اختلالات افسردگی” تقسیم می‌شوند. هر یک از این دو دسته شامل موارد مختلفی هستند:

نمایش حالت های خلقی مختلف در یک فرد

دسته اول: اختلالات طیف دوقطبی و مرتبط با آن (Bipolar and Related Disorders)

این گروه با نوسانات شدید در سطح انرژی، فعالیت و خلق مشخص می‌شود که از قله‌ی شیدایی تا دره‌ی افسردگی در نوسان است.

تجربه‌ی حداقل یک یا چند دوره‌ی افسردگی اساسی (حداقل دو هفته مداوم) که شامل خلق افسرده یا افت شدید علاقه و عدم لذت از تمام فعالیت‌هاست.

1.     اختلال دوقطبی نوع یک (Bipolar I Disorder)

اختلالی جدی و مزمن که مشخصه‌ی اصلی آن تجربه‌ی دست کم یک دوره‌ی مانیا (شیدایی کامل) است. منظور از دوره‌ی مانیا، حالتی شدید و غیرطبیعی از انرژی بالا، پرحرفی، افکار شتابان و کاهش نیاز به خواب است که در آن ممکن است فرد دست به رفتارهای پرخطر و تکانشی بزند. در اختلال دوقطبی نوع یک، اگرچه دوره های افسردگی اساسی نیز بسیار شایع هستند، اما برای این تشخیص، وجود افسردگی الزامی نیست و تنها یک دوره مانیا کافی است.

2.     اختلال دوقطبی نوع دو (Bipolar II Disorder)

این اختلال با تجربه‌ی حداقل یک دوره‌ی افسردگی اساسی و حداقل یک دوره‌ی هیپومانیا شناخته می‌شود. منظور از دوره‌ی هیپومانیا، نسخه‌ای خفیف تر و کنترل شده‌تر از مانیاست که در آن فرد پرانرژی، خلاق و فعال است، اما علائم به شدت دوره‌ی مانیا نیست و معمولا پس از آن، چرخش شدیدی به سمت افسردگی عمیق رخ می‌دهد.

3.     اختلال سیکلوتایمی یا خلق آشفته (Cyclothymic Disorder)

نسخه‌ای مزمن، خفیف‌تر اما طولانی مدت از نوسانات خلقی است که در آن فرد مدام میان علائم افسردگی خفیف و هیپومانیا در نوسان است.

دسته دوم: اختلالات افسردگی (Depressive Disorders)

این گروه با محوریت خلق پایین، احساس غم، پوچی یا بی لذتی مشخص می‌شوند و فاقد تاریخچه دوره‌های مانیا یا هیپومانیا هستند.

4.     اختلال افسردگی اساسی (Major Depressive Disorder – MDD)

تجربه‌ی حداقل یک یا چند دوره‌ی افسردگی اساسی (حداقل دو هفته مداوم) که شامل خلق افسرده یا افت شدید علاقه و عدم لذت از تمام فعالیت‌هاست.

5.     اختلال افسردگی مداوم یا دیس تایمی (Persistent Depressive Disorder – PDD/Dysthymia)

شکل مزمن افسردگی که در آن خلق افسرده بیشتر روزها و حداقل به مدت دو سال در بزرگسالان تداوم دارد. به علت فرساینده بودن و مزمن شدن تدریجی، ممکن است فرد غم و ناراحتی همیشگی را جزئی از شخصیت ذاتیش بداند و نه یک اختلال.

6.     اختلال ملال پیش از قاعدگی (Premenstrual Dysphoric Disorder – PMDD)

فرم شدیدی از سندرم پیش از قاعدگی که در هفته‌های پایانی منتهی به قاعدگی بروز می‌کند و با علائم شدید خلقی، تحریک پذیری و ناپایداری عاطفی همراه است.

علائم اختلالات خلقی چیست؟

به طور کلی می‌توان نشانگان اختلالات خلقی را به دو دسته‌ی افتِ خلق (افسردگی) و اوجِ خلق (شیدایی یا مانیا) تقسیم بندی کرد.

1.    نشانه های افسردگی

  •        افت انرژی و خستگی فرساینده:

احساس خستگی دائمی که با استراحت و خواب نیز از بین نمی‌رود. انجام کارهای ساده‌ای مثل آماده شدن برای بیرون رفتن یا پاسخ دادن به یک پیام، بسیار سخت و طاقت‌فرسا به نظر می‌رسد.

  •   از دست دادن لذت (کرختی عاطفی):

سرگرمی‌ها، علایق قدیمی، روابط اجتماعی و حتی موفقیت‌ها دیگر هیچ حس خوب، شوق یا لذتی در فرد ایجاد نمی‌کنند.

  •    احساس غم پایدار یا تهی بودن:

وجود یک اندوه سنگین در بیشتر ساعات روز، بدون اینکه لزوما دلیل مشخص و بیرونی داشته باشد.

  •      به هم خوردن الگوی زیستی:

خلق افسرده ممکن است خودش را به دو شکل افراطی نشان دهد؛ یا بی‌خوابی‌های شبانه و از دست رفتن اشتها رخ می‌دهد، یا برعکس، خواب‌آلودگی مفرط و پرخوری حاکم می‌شود؛ حتی در مواقعی ممکن است ترکیبی از این دو حالت نیز تجربه شود. البته در این زمینه، باید بین پرخوری و بی‌اشتهایی ناشی از افسردگی و اختلالات خوردن تمایز قائل شد.

  •     افکار خودسرزنشی و گناه:

هجوم حس گناه و نارضایتی از عملکرد و شخصیت خود، حس شکست‌خورده بودن و نداشتن هیچ‌گونه چشم انداز روشنی برای آینده.

1.    نشانه های شیدایی (مانیا)

  •  انرژی انفجاری و کاذب:

فرد احساس می‌کند که یک منبع انرژی تمام نشدنی دارد و اصلا مفهوم خستگی را درک نمی‌کند.

  •  کاهش شدید و غیرعادی نیاز به خواب:

فرد ممکن است تنها 2 یا 3 ساعت در شبانه روز بخوابد، اما هنگام بیداری با طراوت و انرژی کامل به فعالیت های شبانه روزی بپردازد بدون اینکه احساس خواب‌آلودگی کند.

  • افکار شتابان و پرحرفی مهار نشده:

ایده‌ها با سرعت زیادی در ذهن جرقه می‌زنند، سرعت صحبت کردن فرد بالا می‌رود، مدام پرش افکار دارد و تمرکز روی یک موضوع ثابت برایش دشوار می‌شود.

  •  اعتماد به نفس کاذب و رفتار تکانشی (ریسک پذیری):

فرد توانایی و جایگاه خود را به شدت بالاتر از واقعیت ارزیابی می‌کند و ممکن است دست به تصمیمات پرخطری بزند؛ مثل خریدهای سنگین و بی محابا، سرمایه گذاری های ناگهانی یا اقدامات پرخطری که در شرایط عادی هرگز انجام نمی‌داد.

علت اختلالات خلقی چیست؟

بررسی ریشه‌ی اختلالات خلقی نشان می‌دهد که این شرایط هرگز معلول یک دلیل واحد نیستند. روان‌پزشکی مدرن بر این باور است که این اختلالات نتیجه‌ی تعامل پیچیده‌ای میان بستر زیستی فرد و عوامل محیطی هستند. از جمله علل احتمالی می‌توان موارد زیر را نام برد:

علل اختلالات خلقی

1.    استعداد ژنتیکی (بستر و زمینه موروثی)

ژنتیک نقش کلیدی در آماده سازی بستر مغز برای ابتلا به اختلالات خلقی دارد. البته که داشتن سابقه خانوادگی به این معنا نیست که فرد حتما به بیماری مبتلا می‌شود؛ بلکه به این معناست که آسیب‌پذیری یا حساسیت سیستم عصبی او در برابر استرس‌ها بیشتر از دیگران است.

2.    علل زیستی (ریشه‌های ساختاری و شیمیایی)

گاهی ممکن است اختلال ریشه در عملکرد پیام‌رسان‌های طبیعی مغز (مانند سروتونین، نوراپی‌نفرین و دوپامین) داشته باشد که وظیفه تنظیم خلق‌وخو، انرژی، انگیزه و چرخه خواب را بر عهده دارند؛ همچنین مطالعات تصویربرداری نشان داده اند که در برخی افراد مبتلا، بخش‌هایی از مغز که مسئول پردازش احساسات و مدیریت استرس هستند (مانند آمیگدال و هیپوکامپ) ممکن است از نظر اندازه یا نحوه فعالیت دچار تغییراتی باشند.

3.    عوامل محرک (جرقه‌های شروع کننده)

این عوامل رویدادها یا شرایطی هستند که یک فرد دارای استعداد ژنتیکی را از حالت تعادل خارج کرده و بیماری را از حالت نهفته به سطح فعال می‌آورند.

  • استرس های شدید زندگی:

از دست دادن عزیزان، شکست‌های عاطفی یا شغلی سنگین، طلاق یا مشکلات مالی بحرانی.

  •  تغییرات بزرگ زیستی:

تغییرات هورمونی شدید (مانند دوران پس از زایمان یا نوسانات هورمونی شدید در چرخه‌های خاص).

  •  مصرف مواد مخدر و الکل:

مصرف مداوم یا اعتیاد به مواد روان‌گردان، محرک‌ها (مانند آمفتامین‌ها) و حتی مصرف الکل می‌تواند به عنوان یک محرک قوی، ساختار مغز را دستکاری کرده و باعث بروز یا فعال شدن اختلالات خلقی شود.

  • مصرف داروها:

برخی داروهای تجویزی پزشکی (مانند برخی داروهای استروئیدی، داروهای فشارخون یا داروهای خاص بیماری‌های دیگر) نیز در صورت مصرف طولانی مدت می‌توانند عوارض خلقی شدیدی ایجاد کنند.

4.    عوامل تشدیدکننده (سوختِ پیش‌روی بیماری)

این عوامل لزوما بیماری را به وجود نمی‌آورند، اما در صورت بروز اختلال، علائم آن را شدیدتر کرده و مسیر درمان را طولانی تر می‌سازند.

  •  سبک زندگی ناسالم:

کم خوابی مزمن یا به هم خوردن ساعت بیولوژیک بدن، نداشتن تحرک بدنی و تغذیه نامناسب.

  •  استرس مزمن و حل نشده:

قرار گرفتن طولانی مدت در محیط‌های کاری یا خانوادگی پرتنش و سمی.

  •  سوءمصرف ادامه دار مواد:

مصرف هم‌زمان مواد یا کافئین بالا برای فرار از علائم که در نهایت سیستم عصبی را بیش از حد خسته و نابود می‌کند.

اختلالات خلقی چگونه تشخیص داده می‌شوند؟

تشخیص اختلالات خلقی یک فرآیند دقیق و چندمرحله‌ای است که باید توسط متخصص سلامت روان انجام شود. مسیر استاندارد ارزیابی شامل مراحل زیر است:

تشخیص اختلالات خلقی

1.    ارزیابی اولیه و مصاحبه بالینی

متخصص در یک گفت‌وگوی عمیق، درباره تاریخچه پزشکی، وضعیت فعلی، افکار، احساسات و الگوهای رفتاری شما پرسش می‌کند تا تصویر روشنی از وضعیت روان‌شناختی‌تان به دست آورد.

2.    بررسی سابقه خانوادگی و زیستی

با توجه به نقش مهم ژنتیک، پزشک درباره سابقه اختلالات خلقی در خانواده پرس‌وجو می‌کند تا بستر موروثی را بسنجد.

3.    رد کردن سایر عوامل جسمی و پزشکی

بسیاری از بیماری‌های جسمی (مانند کم‌کاری یا پرکاری تیروئید، کمبودهای ویتامینی شدید یا تغییرات هورمونی) علائمی شبیه به افسردگی یا شیدایی ایجاد می‌کنند. پزشک برای اطمینان، انجام آزمایش خون یا بررسی‌های پزشکی را درخواست می‌کند.

4.    تعیین تشخیص نهایی

درنهایت، متخصص با تطبیق یافته‌ها با معیارهای استاندارد تشخیصی و ارزیابی‌های مداوم در طول زمان، تشخیص قطعی را نهایی می‌کند.

لازم به ذکر است که فهرست‌های علائم در اینترنت و تست های آنلاین، تنها ابزارهای غربالگری ساده و مقدماتی هستند. تشخیص قطعی تنها از طریق دانش، تجربه و ارزیابی جامع یک متخصص قابل انجام است.

روش‌های درمان اختلالات خلقی چیست؟

رویکردهای درمانی استاندارد و تایید شده برای درمان اختلالات خلقی معمولا ترکیبی از روش‌های دارویی، روان‌درمانی و تغییرات سبک زندگی هستند که بسته به نوع و شدت اختلال برای هر فرد شخصی‌سازی می‌شوند.

برنامه جامع درمان طبق اصول بالینی شامل محورهای زیر است:

1.    دارودرمانی و نقش روان‌پزشک

دارودرمانی یکی از ارکان اصلی و اثبات شده در مدیریت و درمان اختلالات خلقی است که با هدف بازگرداندن تعادل به مواد شیمیایی تنظیم کننده‌ی خلق در مغز تجویز می‌شود. داروهای متداول در این حوزه شامل:

  • داروهای ضد افسردگی (مانند فلوکستین، سرترالین، سیتالوپرام و ونلافاکسین) هستند که بیشتر برای رفع افت انرژی، ناامیدی و خلق پایین در اختلالاتی مانند افسردگی اساسی کاربرد دارند.
  • داروهای تثبیت کننده خلق (مانند لیتیوم و والپروات سدیم) یا داروهای ضد سایکوز (مانند کوئتیاپین، آریپیپرازول، اولانزاپین و ریسپریدون) که ستون فقرات درمان اختلالات دوقطبی برای کنترل فازهای شدید شیدایی (مانیا) و جلوگیری از نوسانات شدید خلقی محسوب می‌شوند.

انتخاب نوع دارو، ترکیب آن‌ها و تنظیم مقدار مصرف کاملا اختصاصی است و حتما باید زیر نظر مستقیم روان‌پزشک انجام شود تا ضمن اثربخشی حداکثری، از عوارض جانبی یا تداخلات دارویی جلوگیری گردد.

2.    روان‌درمانی

روان‌درمانی کمک می‌کند تا فرد الگوهای فکری مخرب را شناسایی کند، مهارت مقابله با استرس را یاد بگیرد و ریشه‌های روانی مشکلات را بازشناسی و حل کند. مهم ترین رویکردهای استاندارد عبارتند از:

  •  درمان شناختی-رفتاری (CBT)

کمک به شناسایی و تغییر افکار منفی و جایگزین کردن آن‌ها با الگوهای فکری سالم‌تر.

  • روان‌درمانی بین‌ فردی (IPT)

تمرکز بر بهبود کیفیت روابط اجتماعی و حل تعارضات ارتباطی که می‌توانند روی خلق تاثیر بگذارند.

  • روان‌درمانی شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی (MBCT)

ترکیبی از تکنیک‌های شناخت درمانی و مدیتیشن ذهن آگاهی است که به فرد می‌آموزد چگونه الگوهای ذهنی تکرارشونده را پیش از تبدیل شدن به یک دوره افسردگی کامل شناسایی و مهار کند. (*ارجاع به مقاله روان‌درمانی شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی*)

3.    روش‌های درمانی تحریک مغزی (برای موارد مقاوم به درمان)

در مواردی به عنوان درمان مکمل یا فاز بعدی دارو و روان‌درمانی، پزشک ممکن است از روش‌های نوین تحریک مغزی استفاده کند:

  •  تحریک مغناطیسی مغز (TMS)

استفاده از میدان‌های مغناطیسی ملایم برای تحریک بخش‌هایی از مغز که مسئول تنظیم خلق هستند.

  • الکتروکانوالسیو تراپی (ECT)

روشی تحت بیهوشی و کاملا کنترل‌شده که برای موارد بسیار شدید یا افسردگی های خطرناک مقاوم به درمان به کار می‌رود.

4.    تغییرات سبک زندگی و مراقبت‌های حمایتی

تنظیم دقیق ساعت بیولوژیک بدن و پایبندی به یک روتین خواب منظم، به ویژه در پیشگیری از بازگشت فازهای شدید شیدایی یا افسردگی، از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است.

در کنار آن، گنجاندن فعالیت بدنی مستمر در برنامه‌ی روزانه به ترشح هورمون‌های بهبود دهنده خلق کمک می‌کند؛ همچنین که پرهیز کامل از مصرف الکل، دخانیات و مواد محرک برای جلوگیری از به هم خوردن تعادل شیمیایی مغز و خنثی شدن اثر داروها کاملا ضروری است.

در نهایت، بهره مندی از یک شبکه حمایتی امن شامل خانواده، دوستان آگاه و مشارکت در گروه‌های حمایتی، نقش موثری در بهبود خلق و هموارسازی مسیر طولانی درمان دارند.

چه زمانی باید برای اختلالات خلقی به متخصص مراجعه کرد؟

تشخیص و مداخله به موقع نقش کلیدی در کنترل اختلالات خلقی دارد. با این حال، بسیاری از افراد نمی‌دانند چه زمانی نوسانات خلقی آن‌ها از حالت طبیعی خارج شده و نیازمند کمک تخصصی است.

اگر احساس می‌کنید افت خلق، خستگی مداوم، یا برعکس، دوره‌های پرانرژی غیرمعمولی دارید که بیش از دو هفته طول کشیده‌اند، کنترل آن‌ها از دستتان خارج شده و بر کار، تحصیل یا روابط عاطفی‌تان تاثیر منفی گذاشته است، زمان آن رسیده که برای یک ارزیابی اصولی به روان‌شناس یا روان‌پزشک مراجعه کنید. این اقدام به ویژه زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که سابقه خانوادگی اختلالات خلقی وجود داشته باشد یا فرد پس از گذراندن شوک‌های سنگین زندگی، علائم پایدار و آزاردهنده‌ای تجربه کند.

البته در شرایطی که علائم شدت بیشتری به خود بگیرند—مانند افکار آسیب به خود، رفتارهای پرخطر و شدید ناشی از فازهای شیدایی، یا ناتوانی کامل در انجام مراقبت‌های اولیه و کارهای روزمره موضوع از حالت پیگیری معمولی خارج شده و نیازمند مداخله فوری پزشکی و اورژانسی است.

به یاد داشته باشید که مراجعه به متخصص سلامت روان هرگز به معنای ضعف نیست، بلکه نخستین و امن‌ترین گام برای بازگرداندن تعادل به زندگی و مدیریت اصولی این شرایط است.

زندگی با اختلال خلقی و نقش خانواده

نخستین و مهم‌ترین قدم در مسیر بهبودی، پذیرش واقعیت بیماری و همراهی با روند درمان تخصصی است. شناخت الگوهای شخصی و علائم هشداردهنده اولیه کمک می‌کند تا پیش از اوج گیری نوسانات، اقدامات پیشگیرانه انجام شود. پایبندی به برنامه دارویی زیر نظر پزشک، ایجاد یک روتین منظم برای خواب و استراحت و پرهیز از انزوای اجتماعی یا مصرف مواد محرک، ستون‌های اصلی بازگشت به تعادل فردی هستند.

در این میان، خانواده قدرتمندترین شبکه حمایتی است که نقش خود را نه به عنوان درمانگر، بلکه به عنوان یک همراه امن ایفا می‌کند. بالا بردن آگاهی درباره ماهیت بیماری، مانع از تفسیر اشتباه رفتارها می‌شود و گوش دادن بدون قضاوت به رنج بیمار، بار سنگین تنهایی را از دوش او برمی‌دارد. بیماری روحی انتخابی نیست، بنابراین سرزنش بیمار تنها احساس گناه او را بیشتر می‌کند؛ وقتی بیمار و خانواده به جای مقصرتراشی، دوشادوش یکدیگر با بیماری بجنگند، مسیر بهبودی بسیار امن‌تر و هموارتر خواهد شد.

دکتر مریم شاهی

تأیید شده توسط:

دکتر مریم شاهی

متخصص اعصاب و روان
اختلالات خلقی می‌توانند تأثیر قابل‌توجهی بر کیفیت زندگی و عملکرد روزمره افراد داشته باشند. در این مقاله، انواع، علائم، علل، روش‌های تشخیص و رویکردهای درمانی این اختلالات بر اساس اصول علمی بررسی شده‌اند. تشخیص به‌موقع و مراجعه به متخصص، نقش مهمی در مدیریت و بهبود این شرایط دارد.
سوالات متداول
آیا اختلالات خلقی درمان دارند و روش‌های درمان آن‌ها چیست؟
بله، اختلالات خلقی قابل کنترل و درمان هستند. روش‌های درمان شامل دارودرمانی، روان‌درمانی و در برخی از موارد درمان‌های تحریک مغزی مانند الکتروکانوالسیو تراپی است. نوع درمان براساس تشخیص، شدت علائم و شرایط فرد تعیین می‌شود.
تفاوت اختلال افسردگی اساسی و دوقطبی چیست؟
در اختلال افسردگی اساسی، فرد دوره‌های افسردگی را تجربه می‌کند؛ اما در اختلال دوقطبی، علاوه بر دوره‌های افسردگی، دوره‌های شیدایی (مانیا) یا نیمه شیدایی (هیپومانیا) نیز وجود دارند. تشخیص افتراقی این دو اختلال به بررسی سابقه علائم و ارزیابی تخصصی نیاز دارد.
آیا اختلالات خلقی در کودکان و نوجوانان نیز دیده می‌شوند؟
بله، اختلالاتی مانند افسردگی و اختلال دوقطبی در کودکان و نوجوانان نیز رخ می‌دهند. علائم ممکن است به شکل تحریک پذیری، افت تحصیلی، کاهش یا افزایش خواب و اشتها ظاهر شوند. تشخیص زودهنگام توسط متخصص سلامت روان کودک و نوجوان به انتخاب درمان مناسب کمک می‌کند.
آیا بیماری‌های جسمی یا داروها می‌توانند علائم مشابه اختلالات خلقی ایجاد کنند؟
بله، برخی بیماری‌ها، از جمله اختلالات تیروئید، و عوارض بعضی داروها یا مواد روان‌گردان می‌توانند علائمی شبیه افسردگی یا شیدایی ایجاد کنند یا آن‌ها را تشدید کنند. بنابراین، ارزیابی پزشکی و بررسی داروهای مصرفی برای تشخیص دقیق ضروری است.
آیا تغییرات خلقی سریع به معنای ابتلا به اختلال دوقطبی است؟
خیر. نوسانات سریع خلق به تنهایی نشان‌دهنده اختلال دوقطبی نیستند. تشخیص این اختلال به بررسی الگوی دوره‌ های شیدایی یا نیمه شیدایی و افسردگی، مدت و شدت علائم و تاثیر آن‌ها بر عملکرد روزانه نیاز دارد. درصورت تداوم علائم یا اختلال در زندگی روزمره، ارزیابی روان‌پزشکی توصیه می‌شود.

به این مقاله امتیاز بدهید.

برچسب‌ها

به اشتراک گذاری

مقالات مرتبط

جدیدترین مقالات

مقالات تخصصی برای درک بهتر مسیر سلامت روان

نظرات شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *